رضا قليخان هدايت

47

مجمع الفصحاء ( فارسي )

گه حزم ثابت گه عزم عاجل * گه بزم معطى گه رزم غالب به بخشش كريم و به كوشش قوىدل * به همت جواد و به كينه مغاضب شهاب است گاه وغا و ستيزه * سحاب است گاه سخا و مواهب به بزم اندرون چون عطارد مساعد * به رزم اندرون چون غضنفر محارب ايا آنكه گر جاه و قدرت نبودى * نبودى خطاب و نبودى مخاطب بجز مر تو را مدح باشد مساوى * بجز مر تو را حمد باشد مثالب سرير تو را آفتاب است خادم * مقام تو را جبرئيل است طالب در آن وقت كز آبها گرد خيزد * و ضاقت ميادين جمع الكتائب جهد اسب بر سينه و الرمح طاعن * شود گرد در ديده و السيف ضارب زمين گشته درياى و گردان هيجا * چو مرغابى اندر خوى و خون ملاعب تو چون جبرئيل اندرآيى ز بالا * كنى حمله بر خصم من كل جانب منم مر سخن را بيان و معانى * منم جان فضل و هنر را قوالب منم از نژاد بزرگان سامان * كه بودند شايان چتر و مواكب 449 حسينى هروى و هو مير حسين بن مير عالم بن حسين از سادات جليل القدر و از ملكزادگان منشرح الصدر بوده امارت و حكومت را ترك كرده روى به رياضت آورده به مقامات بلند و مدارج ارجمند وصول يافت و به شيخ بهاء الدّين زكرياى مولتانى ارادت داشت رساله‌هاى نيكو و مثنويات دلجو در عالم بيادگار گذاشت نزهة الارواح و صراط المستقيم و طرب المجالس و زاد المسافرين و كنز الرموز منسوب به آن جناب است و سؤالات گلشن راز نيز ازوست كه شيخ محمود شبسترى جواب منظوم كرده و آن هفده سؤال بوده وفاتش در سنهء 723 اتفاق افتاده و اين چند بيت از رسالهء زاد المسافرين وى نقل افتاد :